خرید بک لینک

شعر و ادب پارسی

شعر و ادب پارسی

من از آن روز كه شوهر شده ام خر شده ام

چه اسيری كه ز دنيا شده ام يكسره سير …  من گرفتم تو نگير

بود يك وقت مرا با رفقا گردش و سير … ياد آن روز بخير

زن مرا كرده ميان قفس خانه اسير … من گرفتم تو  نگير

ياد آن روز كه آزاد ز غمها بودم … تك و تنها بودم

زن و فرزند ببستند مرا با زنجير … من گرفتم تو  نگير

بودم آن روز من از طايفه دّرد كشان … بودم از جمع خوشان

خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقير … من گرفتم تو نگير

ای مجرد كه بود خوابگهت بستر گرم … بستر راحت و نرم

زن مگير ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصير … من گرفتم تو نگير

بنده زن دارم و محكوم به حبس ابدم … مستحق لگدم

چون در اين مسئله بود از خود مخلص تقصير … من گرفتم تو  نگير 

من از آن روز كه شوهر شده ام خر شده ام … خر همسر شده ام

می دهد يونجه به من جای پنير … من گرفتم تو نگير

برچسب: نویسنده: آتنا پاکدل تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 18:00

صفحه بندی