خرید بک لینک

هر کجـــا مـــرز 1 شمـــا 1 1
حرف “تهران” و “سمرقند” و “سرپُل” بزنید

هرکه از جنگ سخن گفت، بخندید بر او
حرف از پنجـــره ی رو به تحمــل بزنید

نه بگویید، به بتهای سیاسی نه، نه!
روی گــور همه ی تفرقـــهها گُل بزنید

مشتی از خاک “بخارا” و گِل از “نیشابور”
با هم آرید و به مخروبــه ی “کابل” بزنید

دختران قفس افتاده ی “پامیــر” عزیز
گُلی از باغ خراسان به دوکاکل بزنید

جام از “بلخ” بیارید و شراب از “شیراز”
مستی هر دو جهـان را به تغزل بزنید

هرکجــــا مرز… -ببخشید که تکرار آمد
فرض بر این که- کشیدند، دوتا پُل بزنید

Wherever they made a border, build a bridge
Talk about "Tehran", "Samarkand" and "Sarpol"

Whoever talked about the war, laugh at him
Talk about the window to tolerance

Say no, no to political idols, no!
Put flowers on the grave of all divisions

A handful of soil from "Bukhara" and mud from "Nishabur"
Come together and hit the ruins of "Kabul"

Dear "Pamir" caged girls
Give a flower from Khorasan garden to forelock

Bring a cup from "Balkh" and wine from "Shiraz"
Get drunk on both worlds

Wherever they built border... - Sorry for the repetition
Assuming that they drew, make two bridges

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۱ ساعت 20:53 توسط سعيد  | 

برچسب: نویسنده: آتنا پاکدل تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:57

صفحه بندی