
شعر و ادب پارسیشعر و ادب پارسیحکایت در بیان موانع غیبی124- حکایت در بیان موانع غیبی سخن بقدر مستمع می آید، چندانکه می کشد و مغذی می گردد، حکمت فرو می آید. چون اورا نکشد گوید: ای عجب چرا سخن نمی آید؟[جوابش آید که] آنکس که ترا قوت استماع نمی دهد گوینده را نیز داعیۀ گفت نمی دهد.در زمان مصطفی، صلی الله علیه و سلم، کافری را غلامی بود مسلمان صاحب گوهر. سحری خداوندگارش فرمود که: طاسها بر گیر که به حمام رویم. در راه مصطفی، صلی الله علیه و سلم، در مسجد با صحابه نماز می کرد. غلام گفت: ای خواجه، لله تعالی،...
ادامه مطلب